راه ناتمام

وبلاگ شخصی محمد حسن شفیعی

راه ناتمام

وبلاگ شخصی محمد حسن شفیعی

قیصر امین پور:
چیزی از او به جای نمانده است
جز راه ناتمام

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

۱ مطلب در مهر ۱۳۹۱ ثبت شده است

 

ما در میان استادهای خودمان آن استادهایی را می دیدیم ابتکار دارند که زیاد معلم ندیده بودند . شیخ انصاری که یکی از مبتکرترین فقهای صدو پنجاه سال اخیر است ، از تمام علمای فعلی کمتر استاد دیده ، یعنی دوره استاد دیدنش بسیار کم بوده است. طلبه ای بود که رفت نجف . مختصری استادهای نجف را دید . بعد خودش راه افتاد دنبال استادهای متنوع . رفت مشهد . مدتی در مشهد ماند . خیلی نپسندید . به تهران آمد . تهران هم خیلی نماند . رفت اصفهان ، اصفهان کمی بیشتر ماند .

 

آقا سید محمد باقر حجةالاسلام ، در این شهر و معلم " رجال " بود . در فن " رجال " چیزهایی یاد گرفت . بعد رفت کاشان . سه سال کاشان ماند . نراقیها کاشان بودند . آنجا از همه جا بیشتر ماند . یعنی همه دوره معلم دیدن او ، اگر حساب کنید به ده سال نمی رسد . در صورتی که دیگران بیست سال و بیست و پنج سال و سی سال معلم دیده اند . آقای بروجردی را اغلب ایراد می گرفتند که کم استاد دیده ، و از نظر ما حسنش همین بود که خیلی استاد ندیده بود . ایشان هم کم استاد ندیده بود ، ده دوازده سال استادهای درجه اول دیده بود ، هفت هشت سال نجف و سه چهار سال اصفهان استاد دیده بود ، ولی نجفیها قبولش نمی کردند ، می گفتند این استاد کم دیده ، مثلا باید سی سال استاد دیده باشد . و به همین دلیل که کمتر استاد دیده بود ، ابتکارش از اغلب آن علما بیشتر بود، یعنی فکر می کرد ، مسائل ، مسائلی است که خودش فکر می کرد . مجال فکر کردن داشت . به هر حال خیال نمی کنم این مسأله جای تردید باشد که در آموزش و پرورش ، هدف باید رشد فکری دادن به متعلم و به جامعه باشد. تعلیم دهنده و مربی هر که هست : معلم است ، استاد است ، خطیب است ، واعظ است ، باید کوشش کند که [ به شخص ] رشد فکری یعنی قوه تجزیه و تحلیل بدهد ، نه اینکه تمام همش این باشد که هی بیاموزید ، هی فراگیرید ، هی حفظ کنید .

 

در این صورت چیزی نخواهد شد . و آنچه که ما راجع به تعقل می بینیم ، تعقل همان فکر کردن است ، نیروی فکر کردن خود شخص است که استنباط بکند ، اجتهاد بکند ، رد فرع بر اصل بکند . 

  • محمد حسن شفیعی